على محمدى خراسانى

45

شرح منطق مظفر (فارسى)

اصغر در نتيجه ، عين وضع آن در صغرى و وضع اكبر در نتيجه ، عين وضع آن در كبرى است روى همين اصل مىگوييم : پس شكل اوّل يك شكل طبيعى و به مقتضاى طبع است و اكل از قفا نيست و روى همين اصل بيّن و بديهى الانتاج نيز مىباشد بر خلاف ساير اشكال كه نظرىّ الانتاج هستند كما سيأتى و باز بر همين اساس ، اين را شكل اول و اوّل الاشكال ناميده‌اند چون پايه و اساس همهء اشكال ديگر است . ب . شروط انتاج شكل اوّل همان‌گونه كه همهء قياس‌هاى اقترانى حملى يا شرطى ، شكل اوّل يا دوّم و . . . داراى يك سلسله قواعد و شرايط عامه بودند كه طىّ پنج شرط آن‌ها را بيان كرديم همچنين هر يك از اشكال اربعهء قياس اقترانى حملى جداجدا داراى شروطى هستند كه شرايط اختصاصى ناميده مىشوند و هركدام دو شرط اختصاصى دارند كه در يك بيت زير به صورت رمزى بيان گرديده : مغكب اول خينكب ثانى ، مغكاين سيم * در چهارم مينكغ با خينكاين شرط دان اما شروط اختصاصى شكل اوّل : شكل اول اگر بخواهد منتج باشد بايد دو شرط را دارا باشد كه در بيت مذكور با رمز « مغكب » بدان اشاره شد كه ميم رمز موجبه بودن ، غ رمز صغرى ، ك رمز كليت و ب رمز كبرى است يعنى بايد صغرى موجبه و كبرى كليه باشد . امّا ايجاب صغرى : شرط اوّل از شروط انتاج شكل اوّل ، آن است كه صغراى آن موجبه باشد تا بتوانيم حكمى را كه در كبرى ، براى اوسط ثابت شده ( چه حكم ايجابى و يا سلبى ) از كبرى تعدى كرده و آن حكم را توسط اوسط براى اصغر هم در صغرى ثابت كنيم تا يك نتيجهء سلبى يا ايجابى حاصل شود ، بنابراين اگر صغرى سالبه باشد ( كليه يا جزئيه ) شكل اوّل منتج نخواهد بود ، زيرا وقتى صغرى سالبه بود كبرى از دو حال خارج نيست يا آن هم سالبه ( كليه ) است و يا موجبه ( كليه ) اگر سالبه باشد لازمه‌اش اين است كه قياس شكل اوّل ما ، شرط دوّم از شروط عامه قياس اقترانى را فاقد باشد كه ايجاب احدى المقدمتين است و به آن بيانى كه در قواعد عامه ذكر شد قياس مبتلا به اشكال است ، لذا مرحوم مظفر اين فرض را اين‌جا عنوان نمىكنند ؛ و اگر كبرى موجبه ( كليه ) باشد ، مىگوييم : فرضا صغرى سالبه است و معناى سالبه اين است كه ميان موضوع و محمول آن ( اصغر و اوسط ) مباينت وجود دارد يعنى از هيچ طرف تصادقى نيست و در